عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
561
زبدة التواريخ ( فارسى )
و اين ابيات مىخواند و يقين مىكرد « [ 1 ] » : شعر « [ 2 ] » برآنيم كين دولت ديرباز * نهادست سر سوى شيب و فراز شب و روز برسان خنياگران * نشست است با سيم بر دلبران « [ 3 ] » نديدست نيك و بد و گرم و سرد * كبوتر كند گرد بر جاى مرد و ملك غياث الدّين اعتماد بر كثرت مردم و حصانت قلعه و شهربند كرده بود و مىگفت هركس بهجهت محافظت زن و فرزند خود جنگ كند « [ 4 ] » و كوشش نمايد . « [ 5 ] » چون حضرت صاحب قرانى شهر را محاصره كرد اكثر ديوار شهربند در ميان باغات افتاده بود حكم نافذ شد كه باغات « [ 6 ] » را ديوارها [ 119 - ب ] بينداختند و از جوانب در مقابله ديوار شهربند حصار و « [ 7 ] » خندق ساختند . « [ 8 ] » برموجب فرموده به تقديم رسانيدند . در برابر يكديگر مترقّب و مترصّد بنشستند . روز ديگر « [ 9 ] » دروازه شهربند گشاده ، جماعتى انبوه از مردان دلاور بيرون آمدند و جنگ درپيوستند . امراى عظام بر ايشان حمله بردند و از طرفين خلق بسيار به قتل آمدند . چون شب درآمد طبل و نقّاره و برغو زده از هر « [ 10 ] » دو طرف تا روز پاس داشتند و چون روز شد لشكرها صف كشيده « [ 11 ] » و در برابر يكديگر بايستادند امّا آن روز جنگ نكردند و در شب جماعتى از شهريان « [ 12 ] » از طرف دروازهء انصارى به اسم شبيخون از شهر بيرون آمدند و چند « [ 13 ] » تن را كشته « [ 14 ] » به تعجيل بازگشتند « [ 15 ] » به شهر درآمدند و بامداد روز جمعه جنگ سلطانى بنياد « [ 16 ] » كردند . لشكر امير صاحبقران در برابر ديوار « [ 17 ] » شهربند صف كشيده بودند و اهل شهر بالاى ديوار جوانب و اطراف را محافظت مىنمودند . امير صاحبقران سوار گشته به نظارهء لشكر « [ 18 ] » آمد تا كوشش مردان كارزار و دليران كارزار را تفرّج فرمايند . لشكر منصور را اگرچه هميشه جانبازى عادت و سراندازى حرفت داشتهاند امّا در آن « [ 19 ] » روز در مقام غيرت جلادت خود را آشكارا كرده جنگهايى سخت كردند .
--> ( [ 1 ] ) - ت : از « و اين ابيات . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : بيت . ( [ 3 ] ) - م و ل : دو بيت اول ندارد . ( [ 4 ] ) - م و ل : كنيد . ( [ 5 ] ) - م و ل : نماييد . ( [ 6 ] ) - ت : باغها . ( [ 7 ] ) - ت : « حصار و » ندارد . ( [ 8 ] ) - م و ت : ساخته . ( [ 9 ] ) - ت : از « و در برابر . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 10 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 11 ] ) - م و ل : كشيده . ( [ 12 ] ) - م و ت : شهر . ( [ 13 ] ) - ت : سه . ( [ 14 ] ) - ت : كشتند . ( [ 15 ] ) - ت : بازگشته . ( [ 16 ] ) - ت : آغاز . ( [ 17 ] ) - ت : ديوار از . ( [ 18 ] ) - م و ل : شهر . ( [ 19 ] ) - م و ل : اين .